یا جهان تازه یا هیچ

کد خبر: 19451    تاریخ: چهارشنبه، ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ - ساعت ۰۶:۱۰:۵۲    بازدید: 3

گفت‌وگو با روزبه حسینی، سرپرست گروه «و ناگهان»
یا جهان تازه یا هیچ

امیرمحمد نباتی: رپرتوار «و ناگهان» از ٢٢ مرداد با سه نمایش از سه کارگردان جوان در خانه هنرمندان، سالن استاد انتظامی روی صحنه رفته است. رپرتوار گروه تئاتر «و ناگهان» به صورت تخصصی به سه نمایش اقتباسی می‌پردازد که وجه پژوهشی و علمی دارند. رپرتوار گروه تئاتر «و ناگهان»، به سرپرستی روزبه حسینی، از ٢٢ مرداد تا ١٣ شهریورماه، ساعت ١٩ در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه می‌رود. با حسینی درباره این رپرتوار گفت‌وگو کرده‌ایم: 

  هدف و سیاست‌گذاری شما، به‌عنوان سرپرست گروه فیلم و تئاتر «وَ ناگهان»، برای برگزاری این رپرتوار چه بود؟ 
از دوسال‌ونیم پیش و آغاز سال 94، بخش 50 جوان زیرمجموعه گروه «و ناگهان» را راه‌اندازی کردیم. از آن زمان من تلاش می‌کردم برای بچه‌هایی که توانایی و تمایل به کارگردانی دارند، با هم شرایطی را فراهم کنیم که بتوانند کارگردانی هم بکنند. 
دراین‌باره، چند تجربه‌ کوتاه و پراکنده داشتیم؛ اما من به دنبال یک تمرکز و کوشش جمعی بودم، برای اینکه چندتا از بچه‌ها، متمرکزتر بتوانند یک کار تخصصی انجام دهند. موضوع اقتباس، از موضوعات بسیار مهم روز جهان، در حیطه‌ ادبیات، تئاتر و سینماست و به نظرم برای وجه تخصصی رپرتوار انتخاب مناسبی بود. هر سه نمایش‌نامه‌ این رپرتوار نوشته‌ بنده است و این سه کارگردان جوان را به فعالیت پیوسته‌ شبانه‌روزی انداخت تا به شکل سالم در زیرمجموعه گروه با یکدیگر به رقابت بپردازند. اصولا متولدشدن کارگردان جدید در گروه، رمز دوام یک گروه تئاتری است و گروهی که تک‌کارگردان باشد، نهایتا محکوم به فناست! 
  نگاه شما، به مقوله آموزش جوانان بااستعداد در زمینه تئاتر چیست؟ آیا آن 50 نفر پایان کار هستند یا این استعدادیابی، یک روند ادامه‌دار خواهد بود؟ 
بسیاری از بازیگرانی که امروز دارای اسم‌ورسم هستند، شاگرد من بوده‌اند. من البته اسم نمی‌برم. دوست ندارم بگویم فلانی و فلانی را من معرفی کردم و به شهرت رساندم؛ اما به‌هرحال تاریخ هست، وجدان و اخلاق هست و اینها هستند که قضاوتگر اصلی خواهند بود. 
من درواقع معلمی را بسیار زود شروع کردم. از دوره دبیرستان، ادبیات، هنر، زبان انگلیسی و ادبیات عرب را درس می‌دادم. این تدریس ادامه پیدا کرد تا به برگزاری کارگاه و این‌گونه برنامه‌ها رسید. من این روند آموزشی را حتما ادامه خواهم داد. امیدوارم بتوانم آخر شهریور امسال دوباره فراخوانی منتشر کنم و مهر یا آبان با پروژه «دیگه عاشق‌شدن فایده نداره2» بتوانم 15 بازیگر جدید را جذب گروه «و ناگهان» کرده و استعدادهایشان را پرورش دهم. 
  رپرتوار حاوی سه متن اقتباسی از شماست. در مورد نگاهتان به مقوله اقتباس، در حین نگارش این نمایش‌نامه‌ها، توضیح می‌دهید؟ 
این سه متن، به نظرم حتی در نحوه‌ اقتباس نیز با هم تفاوت دارند. شاید وجهی از آنها اقتباس باشد، اما شاید وجه دیگرشان، نگاه شخصی من به عشق و فلسفه باشد یا وجهی از آن، نگاه من به روابط اجتماعی آدم‌ها باشد. به‌صورت مشترک در تمامی این نمایش‌نامه‌ها، در لحظاتی شکستن دیوار چهارم، گاه به‌صورت مینی‌مال و گاه ماکسی‌مال اتفاق می‌افتد. وقتی‌ که من دارم نمایش‌نامه‌ای اقتباسی می‌نویسم، اصلا به مقوله وفاداری و... فکر نمی‌کنم. من به خلق یک جهان جدید نگاه می‌کنم. اصلا کارم ساخت یک کپی درجه‌دو، یک شبه‌اصل و اینها نیست. من یا جهان تازه‌ای برای عرضه دارم که بتواند مستقل باشد و نیازی به ارجاع خارجی نداشته باشد یا نه که در این صورت آن کار را انجام نمی‌دهم. 
  نحوه داوری نمایش‌های رپرتوار چگونه است؟ 
ما برخلاف تمامی سیستم‌های داوری پیش می‌رویم تا ببینیم این شیوه چگونه جواب می‌دهد. 
ما اجرائی ویژه داوران نداریم و هر داور، در هر روزی از اجرا به دلخواه خود اجرا را می‌بیند و در نتیجه استرس اجرای داوران، به بازیگر‌ها وارد نمی‌شود. ضمنا برایند نظر داورها، از اجراهای مختلفی از نمایش است. ممکن است یک شب اجرای خوبی نباشد. به نظر من، حتی یک منتقد خوب، دو یا سه‌بار نمایش را ببیند تا کار فدای یک شب اجرای ضعیف نشود؛ بنابراین این‌گونه داوری به داوری سالم نزدیک‌تر می‌شود. داورها در هر بخش جزئیات کار، طراحی نور، لباس، صحنه، کارگردانی، بازی‌ها و... از یک تا 20 نمره می‌دهند و تماشاگران نیز، به‌عنوان داور دیگر، رأی خود را می‌دهند و فرمی دقیقا شبیه فرم داوران را پر می‌کنند. فکر می‌کنم این شیوه داوری به سلامت و دقت و کیفیت نزدیک‌تر است. سعی کرده‌ام، تیم داوران را با سلایق مختلف انتخاب کنم. برایند نظر داوران، برایند نمرات گروه‌هاست. 
  داورهای رپرتوار را معرفی کنید... .
رؤیا نونهالی (بازیگر)، محمد حاتمی (بازیگر و کارگردان)، دکتر سعید اسدی (نویسنده، کارگردان و بازیگر)، اکتای براهنی (نویسنده و فیلم‌ساز)، رامتین شهبازی (منتقد و پژوهشگر)، محمدامیر یاراحمدی (نمایش‌نامه‌نویس) و عادل بزدوده (طراح صحنه و کارگردان)، هفت داور رپرتوار محسوب می‌شوند که با احتساب نظر تماشاگرها، هشت داور خواهیم داشت. 
  در رپرتوار سه نمایش اقتباسی، با چه نمایش‌هایی روبه‌رو خواهیم شد؟ 
نمایش اول، رپرتوار «چرا که صدای تو با صدای من آشناست» نام دارد؛ که علاوه بر نویسندگی، طراحی نور آن نیز برعهده‌ من است. فاطیما بهارمست، کارگردان این کار است. در طول دو سال گذشته، فاطیما بهارمست متن دیگری از من را نیز کارگردانی کرد که متأسفانه به اجرای عمومی نرسید. او همچنین در چند نمایش برای من بازی کرد و از اعضای اصلی گروه من است. متن این نمایش، در سال 90 نوشته‌ شده‌ و اقتباسی از رمان «خاطرات آدم و حوا»، اثر مارک تواین است. عنوان نمایش هم سطری از شعر زنده‌یاد شاملو است. این نمایش یک عاشقانه‌ طنازانه است. 
نمایش دوم، «مزاحم بورخس نشو»، آخرین نمایش‌نامه‌ تمام‌شده‌ من حساب می‌شود که آن را در سال 95 براساس قصه بسیار کوتاه خورخه لوئیس بورخس نوشتم. این داستان، به‌لحاظ شیوه‌های تکنیکال روایت و زندگی مؤلف در قصه و شکل روایت، از مهم‌ترین آثار بورخس است. بورخس محبوب‌ترین نویسنده من در حوزه داستان کوتاه است و سعی کردم آنچه در طول سالیان از آثار بورخس و اندیشه‌هایش دریافتم، در این نمایش‌نامه به کار ببرم. کارگردان این کار، مرتضی حقیقت‌بیان، به مدت دو سال، دستیار و برنامه‌ریز کارهای من بوده ‌است. 
نمایش سوم، «من در پوست شیرم نمی‌گنجم» است. سال 83، من این نمایش‌نامه‌ را، با اقتباس از نمایش‌نامه «در پوست شیر» شان اوکیسی، شروع به نوشتن کردم. این نمایش‌نامه جزء نمایش‌نامه‌های منتخب اقتباسی در کانون نمایش‌نامه‌نویسان در فصلنامه نمایش‌نامه چاپ شد. صبا آزادی، کارگردان این نمایش، را من سال‌هاست که می‌شناسم. او در بخش‌های مختلف بازیگری، تبلیغات و کارگردانی فعالیت می‌کند و دغدغه تئاتر دارد. او یک‌جور مشاور دائمی من است و زمانش شده‌ بود، کارگردانی حرفه‌ای را پس از چندسال، شروع می‌کرد. او متن‌های متفاوتی را خواند و نهایتا این متن را انتخاب کرد که به نظر خود من، از مشکل‌ترین متن‌های من است. تلاش کرده‌ام سه صحنه متن را، نسبت به متن چاپ‌شده در فصلنامه کامل‌تر کنم. 


دیدگاه‌ها(۰)

با کانال ما همیشه بروز باشید

جدیدترین ها

آمار سایت